به نام آن که عشق را با خون به هم پیوند داد
در کوچه ای خلوت به دنبال عشق می گشتم عشقی که تا ابد با من باشد عشقی که بتواند من را درک کند
در کوچه ی خلوت گلی را دیدم گلی که پر از احساس و پر از خون جاری از عشق بود.
شاید شما فکر کنید که کوچه ی خلوت فقط برای قصه هایی از جدایی است ولی نه بعضی از کوچه های
خلوت انسان رو به عشق نزدیک تر میکنه .
در آن کوچه یک گلی بود که شاخه ای شکسته داشت گلبرگ های آن پرپر شده بود و جز آه و ناله چیزی
برای حرف نداشت .
من آن شاخه ی خشکیده را به خانه بردم از او مراقبت کردم او را در جایی قرار دادم که سرور تمام گلها
شود به آب دادم از خورشید خواستم که بهترین نور خود را به گل بتاباند تا آن گل شایسته ی سروری گلها
را داشته باشد .
من از او آن قدر مواظبت کردم گاهی دستم از خارهای آن گل زخمی میشد ولی با هر رنج و زحمتی بود
آن را به درجه ی سروری رساندم .
حال من آن گل را در گلدان خود نگه داشته ام و او را همچون خدا میپرستم و او هم با بوی خوش خود
مرا سر مست میکند.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم فروردین 1389ساعت 18:54  توسط تنها ترین عاشق
|
سلام دوستان خیلی معذرت میخوام که نتونستم آپ کنم چون من خیلی سرم شلوغه
خوب حالا از معذرت خواهی که بیرون بیایم میخوام این دفعه به جای نامه سوالی
بپرسم .
سلام سلامی دوباره به عشق قدیمی به عشقی که پر از فداکاری است .
میگم چرا تمام مردم دنیا با عشق زندگی میکنن ؟!!!! چرا تمام آدمها فقط میخوان
در راه عشق فدا بشن خوب این سوالی هست که من کردم و خودم هم بهش پاسخ
میدم .
میدونی چرا چون انسان آفریده شده تا با عشق کارهاشو پیش ببره چون فقط عشق
هست که میتونه یه زندگیه دوباره به آدم ببخشه چون انسان محتاج عشق هست
اگر عشقی نبود خدا هم این دنیایی که حالا کوچیک و نامرد شده رو بوجود
نمی آورد . خوب اگر انسان نمیخواست با عشق زندگی کنه حتما" این دنیا هم برای
توهی بود و بجز پوچی هیچ دبگهای نداشت .
خوب حالا حرف من اینه که بیاید با یک صدا عشق رو فریاد بزنیم و بگیم خدا
ممنون هستیم که این هدیه ی خوبت رو تقدیم ما کردی و حالا با هم بگیم دورد
......................................بر عشق بی پایان .......................................
خوب دوستان شما هم میتونید در این مورد با هم بحث کنید خوشحال میشم نظر
شما رو در مورد عشق بدونم .

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم فروردین 1389ساعت 18:52  توسط تنها ترین عاشق
|
نظر يادتون نره
واقعا قله خوشبختي كجاست من هر كاري كردم قلشو فتح نكردم شما چي ؟
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم فروردین 1389ساعت 9:37  توسط تنها ترین عاشق
|
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم فروردین 1389ساعت 22:37  توسط تنها ترین عاشق
|
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم فروردین 1389ساعت 22:35  توسط تنها ترین عاشق
|
آ موزش جامع ویژوال بیسیک در ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم فروردین 1389ساعت 22:28  توسط تنها ترین عاشق
|

* * *

* * *

* * *

من من تو توی
***
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم فروردین 1389ساعت 22:7  توسط تنها ترین عاشق
|
ایول
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم فروردین 1389ساعت 22:4  توسط تنها ترین عاشق
|
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم فروردین 1389ساعت 21:52  توسط تنها ترین عاشق
|